آسيد یعقوب گوران:
(متولد 1172 هجری) ازدوره های اسراری حقيقت و دارای تجلی صاحبکاری بوده اند که در زمان آسيدبراکه آشکارتر گردیده است. روایت است که از بالای کوه دیوانه در توتشامی به پرواز در آمده و در کنار سراب سی یاقو امروزی نزدیک گهواره بر زمين فرود آمده و از معجزه ایشان آن چشمه بوجود آمده است. سيد یعقوب بن سيد یعقوب٬ سيد حيدر (براکه) > سيد منصور > سيد کسعلی > سيد عزیز > سيد نصير > سيد یعقوب > سيد نصير > سيد یعقوب > سيدعلی > سيد اکابر «خاموش» 
درویش ذوالفقار از دراویش آسيد یعقوب و دفتر ذوالفقار کلام دورۀ آسيد یعقوباست.ذوالفقارميفرماید:
كاوس كي بيی🔹
ني ورتردوران٬ كاوس كي بي🔹
قو يا قوي ياران قاژهء پرّدال بي🔹
باش بگلران رستم ذال بي🔹
قاف تا قاف جهان بو و جام جم🔹
بلوك بلوك بو ياران هام دم🔹
ديوان آلاي شاي كوثر حوض بو🔹
اميدوارم نخت يار سوز بو 🔹

معنی کلام فوق:
در زمان هاي پيشين٬ كاوس كي بود٬ صداي(قواقو)بانگ هاي ياران حق و يا هو ياهو بود٬ سرداراني دانا و توانا مانند رستم وذال بود٬ اميدوارم كه دوباره قاف تا قاف جهان در پرتو انوار و فرّ جام جم قرار گيرد و ياران همدل و همدم قنبرن🔹
دل وعشق نائل آيند و ديوان اعلاي عدالت شاه ساقي كوثر باشد٬ اميدوارم كه وعده ي حق محقق شود.مبدأ دورۀ آسيد براکه از زمان اجدادش خاموش و سپس آسيد یعقوب بوده و در زمان خود« مير حيدر » آسيدبراکه٬ به طور کامل و به ميزان لازم حقيقت یاری آشکار گردیده است و تا روز حساب امتداد دارد.دفتر نوروز می فرماید :سيد یعقوب صيّاد باز نگذرن🔹
داود جلو کيش شاطر قنبرن🔹


تيره عباسوند که از تيرههای بزرگ سنجابی بوده و اکنون کوچک شده اند٬ میگویند که در اصل ساکن ذهاب بوده و مذهب تسنن داشته و در دوره ”سيد یعقوب جد اعلای سادات گوران“ وارد دین یاری شده و به دهات کنونی خود در مغرب سنجابی آمده اند. بر اساس مستندات موجود ٬ آسيد یعقوب فرزند سيد نصير هستند اما نگارش روی سنگ مزار ایشان به عبارت “ ابن آسيد یعقوب “ نوشته اند . دليل این امر هم این بوده است که ؛ چون در آن زمان محل آرامگاه ایشان که بر روی تپه ای در دهکده سراب سه یاقو ٬ است محل عبور ایلات کوردستان و اهل تسنن بوده ٬ به خاطر تخریب نکردن سنگ روی قبر اسم را به آن صورت نوشته اند ؟ اما روایتی مستند از تاریخ زندگی آسيد یعقوب گوران : ایشان دارای زندگی عشایری و دامداری بزرگی بوده اند و فرزندانی چند داشته اند که اسامی سه تن از آنها به خاطر مانده است ٬ آسيد نصير که همنام پدر آسيد یعقوب بوده ٬ سيد رشيد و سيد عزیز ميباشد . محل زندگی دایمی ایشان قریه ی توتشامی گوران بوده و در بيونيج هم دارای زمين و مراتع بوده و به امور زراعت و گله داری اشتغال داشته است . و صاحب دوره و تجلی ذات بوده و دراویشی هم دور شمع وجود او جمع بوده اند که دوریش ذوالفقار یکی از آنهاست که گفته ها و اشعار او در دفاتر ضبط و در دسترس است . ميگویند زمانی که نادرشاه به مسافرت جنگی هندوستان ميرود و سفر او طولانی می گردد به علت شایع ميگردد که در گوران ( در آن زمان از مناطق و ایلات مهم مملکت بوده است ) دراویش و ساداتی نبودن وسایل ارتباطات سریع و بی اطلاع شدن از احوال او ٬ توليد تشویش خاطرها ميشود و در دربار هستند که ميتوانند اطلاعاتی را در حال درک نمایند ! لذا نمایندگانی به دستور خانواده نادری به آسيد یعقوب مراجعه می نمایند و ایشان هم جریان را به درویش ذوالفقار ارجاع ميدهد ... او هم در همان حال !!! با زمزمه نمودن کلام هایی که حاليه بصورت بند دفتر است اوضاع نادر را در هندوستان اطلاع ميدهد که گویا بعدا با تاریخ و اوضاع و احوال درست و هم زمان بوده است . او خطاب به خانواده نادر ميگوید :  نوبر نمامان🔹مزگانيم بدن نوبرنمامان🔹ليل خال خاصان جمين چوین جامان🔹خبر خيری جه نادر آمان🔹نن طبل عيش شادی بشارت🔹پيشان نمانان نقش مزارت🔹ولگه هندوستان دادن و غارت🔹مواچان بختش کيکاوسی شن🔹دو سی هزار فيل منگلوسی شن🔹 آثاری که از دوره آسيد یعقوب به جا مانده است :1⃣ محل و بقایای منزل او در سراب توتشامی2⃣ آسياب معروف به آسياوه گوره ( آسياب بزرگ ) که ساخته ایشان است و در چند سال گذشته توسط آسيد نصرالدین مجددا بازسازی و مرمت گردید و اکنون آماده بکار است . این مکان بسيار مقدس است و محل نيت آوردن آسی براکه در مراسم عيد خاوندکار بوده است . و اکنون نيز بر همان منوال گذشته محترم و پا برجاست .3⃣ در روستای رستم علی بيونيج چشمه ای است که به اسم کانی سياقو معروف است و محل دفن ایشان نيز همان سراب سياقو امروزی است . قابل ذکر است که فرزند ایشان سيد عزیز پسری داشته اند به نام سيد کسی و ایشان نيز پسری بنام سيد منصور داشته اند که آسی حيدر ( آسی براکه ) فرزند ایشان بوده اند.